بعضی وقت ها بدجوری دلم می خواهد فکر کنم که از زیر بته به عمل آمده ام، بی هیچ نوع وابستگی عاطفی و بعضا اخلاقی. وقت هایی که تصورات و خیالات گذشته مغزم را جر می دهند و با خودم فکر می کنم، اصلا به جهنم! ولی باز هم نمی شود، انگار نمی شود بی بته بود، یا اصلا بته بود! چون بته هم هر چه باشد به یک جایی وصل است دیگر، یک ریشه ای، چیزی. تازه، آن زیر زیر ها بته های کناری هم، تا آنجا که از دستشان بر بیاید، انگولک می کنند !
آنچه در اطرافت می بینی اعم از دوستی ها و دشمنی ها و رابطه ها، توهمی بیش نیست، انسان های اطرافت،وقتی پای منافع خودشان وسط باشد، همگی پاهایشان را بر سرت فشار می دهند و رد می شوند و تو را به هیچ جایشان حساب نمی کنند. داروین یک نابغه بود، و نظریه ی انتخاب طبیعی یک اصل بزرگ اجتماعی است که من قبلا فهمیده بودم و امروز برایم مسجل شد
baba nevestehat kheili gashang boodan.
rastesh vagti khondam ye joori shodam,delm gereft.vali vagti fek mikonam,atrafian esmeshon fagat dosto ashnan,st,vali hichvagt na karaye ke ye dost mikonanro anjam midan,na to tanhaye be dadet miresan,fagat esmeshon dosto....!!!be hich dardi nemikhorn,...
asln dost nadaram intor deleto gerefte bebinam bbajunam,maha fagat be garmaye nafase to zendeyim o nafas mikeshim o omid darim,pas delet nagire taje sare ma....!!!fadaye on dele mehrabono bozorget beshim ma ke ingad dost dashtanio por az eshge....!!!
doset daram babaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa