تعدادی از دوستان در مورد نحوه قراردادن عکس در وبلاگو خواسته بودن که امیداوارم بتونید استفاده کنید.
حالت اول : اگر عکس مورد نظر شما روی اینترنت و در یک سایت دیگر قرار دارد برای نشان دادن عکس مورد نظر کافی است روی عکس کلیک راست کرده و Copy را بزنید .حال وارد ادیتور سرویس وبلاگ خود شوید . دکمه عکس را در ادیتور کلیک کنید و در بخش آدرس کلیک راست کرده و Paste را بزنید .
اگر عکس مورد نظر شما روی کامپیوتر شخصی شما قرار دارد ، باید ابتدا آن را بروی یک سایت اینترنتی منتقل کنید و سپس لینک عکس را در ادیتور سرویس وبلاگ وارد کنید. سایت های زیادی هستند که به شما فضای مورد نیاز برای نگه داری فایل هایتان را می دهند . پیشنهاد ما سایت www.Tinypic.com است . وارد این سایت شوید .دو جعبه متن کوچک در وسط صفحه میبینید. جلوی جعبه متن کوچک بالایی کلمه Upload نوشته شده . Upload به معنی ریختن فایل ها روی یک سایت است که معکوس عمل دانلود می باشد . با زدن دکمه Browse عکس مورد نظر را از روی کامپیوتر خود انتخاب کنید . حال در جعبه متن زیرین که کنارش کلمه Tag نوشته شده چند کلمه که عکس را توصیف میکند بنویسید . این کلمات به سایت کمک میکند تا عکس ها راsearch کند. در نهایت دکمه Host image را بزنید تا سایت ، فایل مورد نظر شما را به سرور خودش منتقل کند .
پس از آپلود عکس ، این سایت عکس را بصورت کوچک و در زیر همان صفحه به شما نشان میدهد و در کنار آن 4 نوع آدرس دهی به عکس را برایتان می نویسد . آخرین آدرس که جلوی آن کلمه Link نوشته شده است برای استفاده در وبلاگ لازم است . آن آدرس را کپی کنید و وارد ادیتور وبلاگ خود شود . دکمه عکس را در ادیتور کلیک کنید و در بخش آدرس ، لینکی را که از سایت Tinypic گرفتید در اینجا paste کنید. حال عکس با موفقیت وارد وبلاگ شما خواهد شد.
شام یلدا شوهری با صد تعب رفت منزل پنج بعد از نصف شب
دربزد دق دق زنش بیدار شد از غضب مثل سگان هار شد
پشت در آمد به غرغر گفت کیست شوی گفتا باز کن مشدی زکیست
گفت تا این وقت شب بودی کجا هر کجا بودی برو ای بیحیا
مثل تو هرگز نخواهم شوهری هرزه گرد و خودسر و خیره سری
هستم از دست تو در رنج و ملال می کنم شب تا سحر سیصد خیال
تو روی هرشب به بزم و عیش و نوش دل مرا چون سیر و سرکه پر ز جوش
گاه گویم رفته در زیر اتول یا که دعوا کرده با مشدی ابول
گاه گویم کرده دعوا با پلیس در کمیسر گشته مهمان بر رئیس
شوی گفتا در برویم باز کن بعد با من در دل آغاز کن
من دو ساعت زیر باران گشته تر تا بکی غر غر کنی از پشت در
در چو وا شد شو زبیم انتقام سرفرود آورد و گفتا السلام
زن بگفتا السلام و زهرمار آمدی این وقت شب منزل چه کار
می ندانستی شب یلدا بود اولین شب از شب سرما بود
امشب است آن شب که مرد خانه دار روی کرسی را کند پر از انار
امشب است آن شب که در هر انجمن هندوانه می خورند از مرد وزن
شربت و آجیل و آچار تو کو پسته ترش و نمکدار تو کو
هندوانه کو چه شد نارنگیت حال حق دارم زنم اردنگیت
هر که امشب را کند چون مقبلش لک زند در فصل تابستان دلش
شوی گفت اینگونه دل را پرمکن اینقدر نق نق مزن غرغر مکن
شام یلدا حکم پیغمبر(ص) نبود از نماز و روزه واجبتر نبود
گر نماز و روزه هم گردد قضا می توان آورد قضایش را بجا
گر نشد امشب شب دیگر بگیر هر شب این هنگامه را از سربگیر
از : شفیعی
